نام برنامه: گذر شمالی به جنوبی قله دماوند و شب مانی بر بام ایران
مبدا شروع برنامه: اصفهان - ترمينال کاوه
تاريخ اجرا: چهارشنبه الی یکشنبه  26 الي 30 مرداد 1390
سرپرست: جاوید کاظم زاده
عکاس: ابراهیم معینی
اسامي شرکت کنندگان: جاوید کاظم زاده، افشین غفارزاده، ابراهيم معيني و احسان نصری

نگارنده گزارش: احسان نصری


 جبهه شمالی دماوند

دماوند

ای دیو سپید پای در بند!           ای گنبد گیتی! ای دماوند!
از سیم به سر یکی کله خود           ز آهن به میان یکی کمر بند
تا چشم بشر نبیندت روی           بنهفته به ابر، چهر دلبند
تا وارهی از دم ستوران           وین مردم نحس دیومانند
با شیر سپهر بسته پیمان           با اختر سعد کرده پیوند
چون گشت زمین ز جور گردون           سرد و سیه و خموش و آوند
بنواخت ز خشم بر فلک مشت           آن مشت تویی، تو ای دماوند!
تو مشت درشت روزگاری           از گردش قرنها پس افکند
ای مشت زمین! بر آسمان شو           بر ری بنواز ضربتی چند
نی نی، تو نه مشت روزگاری           ای کوه! نیم ز گفته خرسند
تو قلب فسرده‌ی زمینی           از درد ورم نموده یک چند
شو منفجر ای دل زمانه !           وآن آتش خود نهفته مپسند
خامش منشین، سخن همی گوی           افسرده مباش، خوش همی خند
ای مادر سر سپید! بشنو           این پند سیاه بخت فرزند
بگرای چو اژدهای گرزه           بخروش چو شرزه شیر ارغند
ترکیبی ساز بی‌مماثل           معجونی ساز بی‌همانند
از آتش آه خلق مظلوم           وز شعله‌ی کیفر خداوند
ابری بفرست بر سر ری           بارانش ز هول و بیم و آفند
بشکن در دوزخ و برون ریز           بادافره کفر کافری چند
ز آن گونه که بر مدینه‌ی عاد           صرصر شرر عدم پراکند
بفکن ز پی این اساس تزویر           بگسل ز هم این نژاد و پیوند
برکن ز بن این بنا، که باید           از ریشه بنای ظلم برکند
زین بی‌خردان سفله بستان           داد دل مردم خردمند

________________________________________


درباره دماوند
وجه تسميه: اما دماوند، نامش را مي‌گويند از "دما" گرفته شده است: دم به معني نفس و باد: كوهش كه غرش باد در آن جريان دارد و يا به يك نظريه‌ي ديگر: دنب Donb  يا دم Dum  به معني رأس و قله و دماوند: كوهي با دم فراوان و يا به قول كسروي: دنبادم ــ كوهي كه دنباله داشته باشد.
اما بهترين وجه شايد نظر «آيلرس» باشد كه «دماوند» را از Dhuma  به معني دود و بخار مي‌داند: يعني كوهي پر از دود و بخار.
نامش در تواريخ كهن بسيار آمده است و هم در شاهنامه‌ي فردوسي و در متون كهن تر «يشت‌ها» زردتشتي: «هواي دماوند افراشته و درخشان با بال‌هاي فراوان، جايي كه نه شب و نه تاريكي در باد سرد و نه باد گرم نه امراض كشنده ... حاكم است. جايگاه ميترا خداي آفتاب است». (يشت‌ها 10/50- 49)
در متون كهن‌تر جغرافيايي هيأت بطلميوسي كمتر اين نام به چشم مي‌خورد و شايد به اين دليل باشد كه كمتر در دوران گذشته بر سر راه تجارت قرار داشته است. اما در نوشته‌هاي ابن حوقل (سور البلدان)، اصطخري (المسالك و الممالك) نام دماوند آمده است. در شاهنامه نيز، البته جاي سيمرغ است و ملجاء زال پدر رستم.
 از لحاظ جغرافيايي: مربوط مي‌شود به: بخش لاريجان، شهرستان آمل 62 كيلومتر جنوب غربي آمل، 69 كيلومتر شمال خاوري تهران، 26 كيلومتر شمال و شهرستان دماوند. ارتفاع 5628 متر.
مطابق آخرين تحقيقات گيتاشناسي، اگرچه غالب كتاب‌هاي جغرافيايي ارتفاع دماوند را 5671 نوشته‌اند ولي عمليات فتوگرامتري سال‌هاي اخير رقم 5628 را نشان مي‌دهد. كوه دماوند بلندترين قله‌ي فلات ايران و بالطبع مرتفع‌ترين كوه كشور با قله‌اي مخروطي و آتشفشاني و خاموش است. كه البته دوره‌ي چهارم زمين شناسي فعال بوده است. بيش از 70 دهانه‌ي آتشفشاني دارد كه يكي از آنها از لايه‌ي ضخيم گوگرد پوشيده شده است با دهانه‌ي به قطر 400 متر.
اين كوه مركز يك منطقه‌ي زلزله‌اي است كه در سراسر مازندران كشيده شده است. در دامنه‌اش چشمه‌هاي آب گرم و آب معدني فراواني در جوشيدن هستند كه از آن جمله‌اند: چشمه‌ي آب گرم اسك، تلخ رود و لاريجان، چشمه سارهاي آن نيز جملگي به رود هراز مي‌ريزند كه از آن جمله است: تلخ رود، آب رزان و آب مشك عنبر همچنين رودخانه لار نيز از كوه‌هاي غرب دماوند سرچشمه مي‌گيرد.
روستاهاي دامنه‌ي اين كوه نيز كم نيستند پلور، اسك، گزانه، ملار، گزنك، خيره دلارستان، تينه، كرف، شنگلده، حاجي دلا، نادل و رينه.
 گياهان دماوند: از جمله گياهان اين منطقه ميتوان به دغدغك البرزي، پلاخور بوته‌اي، گالش انگور تيره گل، نسترن وحشي، قفقازي، رز گردآلود اشاره کرد.
در ارتفاعات 3200 تا 3500 متري در مرز برف منجمد به محيط زيست باز و آزادي بر مي‌خوريم كه در آن جلگه‌ي علف و تپه‌هاي بلند و خاردار به شكل موزاييك به هم پيوسته‌اند. برف منجمد تا قله البته يك پارچه نيست در كنار علف‌ها تا ارتفاعات 4000 متري گياهاني از جمله چمن آراراتي، چمن گندمي آسياي مركزي، جاروي علفي بامي، علف قرمز و مليكاي بي زبانك ديده مي‌شوند.
در ارتفاعات بين 2200 تا 2700 متري: درمنه‌ي كوهي در 3900 تا 4000 متري درمنه شرقي. بوته ها خاردار "كلاه ميرحسن دماوندي" و خارپشتي و گونه‌هاي هزار خار مانند گون و گل سنگي نيز در ارتفاعات 3000 تا 3600 تري براي سوخت مورد استفاده قرار مي‌گيرند.

مسیرهای اصلی صعود:
برای رسیدن به قله دماوند، مسیرهای مختلفی وجود دارند که شناخته‌شده‌ترین آن‌ها این جبهه‌ها هستند:
• جبهه شمالی؛ مسیر صعود این جبهه از میان دو یخچال سیوله (سمت راست) و دوبی سل (سمت چپ) صورت می‌گیرد.
• جبهه شمال شرقی؛ پناهگاه تخت فریدون در این مسیر قرار دارد.
• جبهه غربی؛ پناهگاه سیمرغ در این مسیر قرار دارد.
• جبهه جنوبی؛ از سمت جنوب شرقی کوه. پلور، رینه، گوسفندسرا و بارگاه سوم در این مسیر قرار می‌گیرند.
آسان‌ترین این مسیرها جبهه جنوبی و سخت‌ترین آنها جبهه شمالی است. سه جبهه شمالی، جنوبی و شمال شرقی در نزدیکی روستاها قرار گرفته‌اند و همچنین همگی دارای جان‌پناه در میان راه هستند. در مسیر جنوبی، آبشاری وجود دارد که همه سال یخ‌زده‌است و تنها در تابستان‌های بسیار گرم، جاری می‌شود که به همین دلیل به آن آبشار یخی گفته می‌شود. این آبشار با قرار داشتن در ارتفاع ۵۱۰۰ متری، از نظر ارتفاع از سطح دریا مرتفع‌ترین آبشار خاورمیانه ‌است.
 
پناهگاه‌ها:
• پناه‌گاه گوسفندسرا (کوهپایه) در ارتفاع ۲۹۵۰ متری.
• بارگاه سوم (یال جنوبی) در ارتفاع ۴۱۵۰ متری.
• پناه‌گاه سیمرغ (یال غربی) در ارتفاع ۴۱۵۰ متری.
• پناه‌گاه تخت فریدون (یال شمال شرقی) در ارتفاع ۴۳۶۰ متری.
• جانپناه فلزی (جبهه شمالی) در ارتفاع ۴۰۰۰ متری
• جانپناه فلزی (جبهه شمالی) در ارتفاع ۴650 متری
 

یخچال‌های معروف:
• یخچال سیوله (جبهه شمالی)
• یخچال دوبی سل (جبهه شمالی)
• یخچال عروسکها (جبهه شمالی)
• یخچال دره یخار (شمال شرقی)
• یخچال خورتاب سر
• یخچال شمال غربی
• یخچال غربی

 
 
گزارش برنامه
برنامه صعود به بلندترین قله ایران (دماوند) از هفته های پیش ذهن دوستان را به خود درگیر کرده بود. گروه قرار بود در دو تیم مجزا از جبهه های شمالی و جنوبی دماوند را صعود کنند. پس از کسب آمادگی های لازم جهت صعود و دست و پنجه نرم کردن با قلل مختلف از جمله کرکس، کلونچی زردکوه، سبلان و ... آقایان افشین غفارزاده، ابراهیم معینی و احسان نصری به سرپرستی آقای جاوید کاظم زاده جهت صعود از مسیر شمالی عازم شدند.
در روز چهارشنبه مورخ 26/05/90 با استفاده از اتوبوس بین شهری اصفهان- آمل راس ساعت19 از ترمینال کاوه به سمت روستای ناندل اتوبوس حرکت خود را آغاز کرد. در طول مسیر دوستان تجربیات خود را در خصوص صعودهای پیشین به دماوند و دیگر قلل برای یکدیگر بازگو کردند که گاه با خاطرات جذابی نیز همراه بود. وضعیت هوا نیز که از طریق سایت mountain-forcast بررسي شده بود از دیگر موضوعات مطرح شده بود.
پس از گذشت یکی دو ساعت از حرکت اتوبوس باتوجه به صعود پیش روی فردا و اهمیت خواب پیش از صعود، هر یک از هم تیمی ها سعی در حفظ انرژی و به استراحت پرداختن  کردند. حدود ساعت 3:30 بامداد روز پنجشنبه مورخ 27/05/90 به پلور رسیدیم و آقای اسماعیل صالحی که قرار بود از سمت جنوبی صعود کنند و فردای آن روز تیم جنوبی به ایشان ملحق می شدند، از گروه چهار نفره ما جدا شدند.
از این قسمت مسیر به بعد سرپرست مراقب بود که اتوبوس جاده ناندل را رد نکند و اتوبوس پس از عبور از پلور، گزنک، تونل وانا، بائیجان و پاسگاه آن در سمت چپ جاده و در نهایت پس از عبور از تونل شماره 9 (نورانی) در انتهای تونل شماره 8 (آیو) به خروجی روستای ناندل رسید و افراد تیم پس از پیاده شدن ساعت 4:22 سوار نیسانی که انتظار ما را می کشید شدند.
 
پیش از این سرپرست جهت استفاده از نیسان با آقای اسماعیل رمضانی (راننده نیسان) از ساکنین روستای ناندل هماهنگی های لازم را انجام داده بودند. (شماره تلفن آقای اسماعیل رمضانی 09119180618 ، 01223422015) شایان ذکر است هزینه کرایه نیسان از کنار جاده تا روستای ناندل و پس از آن سنگ بزرگ (محل حرکت کوه نوردان به سمت جانپناه 4000) 73.000 تومان شد.

در طول مسیر حرکت نیسان از کنار جاده تا روستای ناندل و نهایتاً سنگ بزرگ بچه های تیم سعی کردند با درازکشیدن کف نیسان استراحتی کنند و از طرفی از باد خنک اول صبح نیز تا حدودی در امان باشند. البته سرپرست نیز با توجه به خواب آلود بودن آقای راننده در جلوی نیسان گرم صحبت با ایشان شده بود.

تصویر پانوراما از طلوع خورشید در محل سنگ بزرگ

ساعت 6:48 به سنگ بزرگ در ارتفاع 2920 متری از سطح دریا رسیدیم و پس از خداحافظی با آقای اسماعیل رمضانی و صرف صبحانه ساعت 7:25 به سمت جانپناه 4000 حرکت کردیم. منظره زیبای کوه دماوند، روستا، دشت و جنگل ابری که خورشید در بین آن خود را بالا می کشید، چشم هر بیننده ای را به خود جذب می کرد.

طلوع خورشید - عکس از محل سنگ بزرگ

تیم صعود کننده به همراه راننده نیسان (آقای رمضانی)

البته گروه دیگری از سوادکوه پیش از گروه ما از کنار سنگ بزرگ عزیمت خود را به سمت جانپناه 4000 آغاز کرده بودند که وسایل خود را به صاحب قاطر، آقای علی قنبری(شماره همراه 09119155088) دادند. کرایه حمل هر کوله پشتی از سنگ بزرگ تا جانپناه 4000، 15000 تومان بود.

در طول مسیر حرکت به سمت جانپناه 4000 هوا گاه آفتابی و گاه ابری بود و تیم با دو بار استراحت 10 دقیقه ای در ساعت 11:53 به جانپناه 4000 در ارتفاع 4006 متری از سطح دریا رسید. البته در طول مسیر و پس از برخورد با آقای قنبری، یکی دوستان ترجیح داد ادامه مسیر تا جانپناه 4000 کوله خود را برای حمل به قاطر بدهد.

جانپناه 4000

پس از صرف ناهار و استراحت مناسب با توجه به کمبود خواب در شب پیش از صعود، ساعت 14:03 به سمت جانپناه 5000 حرکت کردیم.
بی آبی در طول مسیر شمالی یکی از بزرگترین سختی ها محسوب می شود و همراه داشتن دو بطری 1.5 لیتری آب جزء ضروریات است. این مساله و از طرفی همراه داشتن کرامپون و گتر و توشه و تجهیزات مورد نیاز برای شب مانی روی قله نیز از عوامل سنگین شدن کوله پشتی ها شده بود.

با توجه به اینکه در این فصل از سال احتمال سقوط سنگ از یخچال بسیار زیاد است سرپرست با احتیاط کامل برای برداشتن آب از یخچال سیوله اقدام می کند.

برداشت آب از یخچال

شاید هنوز یک ساعتی از برداشت آب از یخچال نگذشته بود که سقوط سه سنگ عظیم الجسه (هر یک به اندازه پراید) کلیه کوهنوردان را در جای خود میخ کوب کرد. حقیقتاً صحنه عجیب و وحشتناکی بود، خوشبختانه دو سه نفری که به اشتباه از مسیر یخچال داشتن صعود می کردند قبل از حدوث این واقعه به اشتباه خود پی برده بودند و در مسیر اصلی صعود قرار گرفته بودند.

در نهایت پس از عبوراز شیب نسبتاً تند در انتهای مسیر و دست به سنگ شدن در صد متر پایانی، در ساعت 16:50 به جانپناه 5000 در ارتفاع 4650 متری از سطح دریا رسیدیم. پس از برقراری چادر و خوردن شام آماده خوابیدن شدیم.

جانپناه 5000

در نیمه های شب شدت زیاد باد گاه باعث بیدار شدن بچه های تیم می شد و از طرفی ارتفاع نیز گویا بر حال یکی از دوستان تاثیر گذاشته بود و دو بار باعث بهم خوردن حال ایشان شد.

صبح روز جمعه مورخ 28/05/90 پس از خوردن کمی عسل به عنوان صبحانه و جمع و جور کردن چادرها ساعت 8:37 به سمت قله حرکت کردیم، قرار شده بود با توجه به سنگین بودن کوله پشتی ها سعی شود پس از هر 100 متر تا 200 متری در حین حرکت استراحت مناسبی داشته باشیم.

در طول مسیر و با در نظر گرفتن احتیاطهای لازم و با استفاده از کرامپون، سرپرست اقدام به برداشت آب از یخچال دوبی سل کردند.

برداشت آب از یخچال

در ارتفاع حدود 5115 متری، مسیر صخره ای است که یخ زده بود و مجبورمان کرد کرامپونها را بزنیم و پس از آن از کنار طناب ثابت پلاستیکی نامطمئنی که مشخص بود چند سالی در این مسیر آویزان است عبور کنیم.

یکی از قسمتهای فنی مسیر

شیب تند مسیر پس از عبور از مسیر صخره ای کم کم مسیر ما را با گروههای دیگر که از مسیر شمال شرقی می آمدند یکی می کرد و پس از عبور از بخارات گوگرد در ساعت 16:00 به قله رسیدیم.

تصمیم گرفته شد که دو نفرمان در کاسه دماوند چادر بزنیم و شب را تا صبح منتظر تیم جنوبی بمانیم و دو نفر دیگر تیم که شرایط مساعدی از نظر قرارگیری در این ارتفاع را نداشتند، از جبهه جنوبی فرود کنند. پس از گرفتن عکسهای یادگاری با پرچم کنار بره ها در ظلع جنوبی و خداحافظی با آقایان ابراهیم معینی و افشین غفارزاده که راهی مسیر جنوبی شدند مشغول تدارک دیدن صرف مایعات گرم و سوپ و ندالیت شدیم. البته احساس گرسنگی و همچنین عدم تاثیر آنچنانی ارتفاع بر ما باعث شد تصمیم بگیریم دو عدد کنسرو خورشت قیمه را نیز به سیستم غذایی شبمان اضافه کنیم.

چادر بر پا شده در کاسه قله

گرچه تیم شمالی و جنوبی هر کدام بیسیمی برای برقراری ارتباط به همراه داشتند ولی سردی مسیر شارژ باتری بیسیم ما را خالی کرده بود. به همین خاطر اطراف کاسه به دنبال محلی که تلفن همراه آنتن دهی داشته باشد گشتیم که خوشبخبتانه بر روی تکه سنگ بزرگی که در مسیر شمال شرقی است و لاک پشت شکل است توانسیم با سرپرست گروه جنوبی آقای کیوان زمانی ارتباط برقرار کنیم.

سردی هوای قله پس از غروب خورشید به منفی 10 درجه سانتیگراد می رسید و باد شدیدی نیز در حال وزیدن بود.

تصویر پانوراما از سایه دماوند بر روی اقیانوس ابر هنگام غروب خورشید

استفاده از چادر مناسب در این شرایط یکی از ضروریات محسوب می شود که البته چادر ما نیز خوب بود.

صبح روز شنبه مورخ 29/05/90 ساعت 8:30 اقدام به جمع کردن چادر و بستن کوله پشتی ها کردیم و پس از گشت و گذاری مختصر اطراف کاسه دماوند در ظلع جنوبی در انتظار تیم جنوبی ماندیم. در حدود ساعت 11:00 پس از مشخص شدن دوستان از سمت تپه گوگردی ، به سرعت به سمتشان حرکت کردیم و سعی کردیم امتداد مسیر را با همدیگر همراه شویم.

حدود ساعت 11:30 همگی دوستان به قله رسیدند و پس از گرفتن عکس و تبریک گویی این صعود موفق دو تیم در ساعت 12:30به سمت بارگاه سوم حرکت کردند.

عکس یادگاری تیم های شمالی و جنوبی روی قله

با توجه به خسته بودن برخی از دوستان تیم با فاصله زمانی متفاوت به بارگاه سوم رسید که آخرین نفرات ساعت 18:45 در بارگاه سوم بودند و همگی شب را آنجا در چادرها اقامت کردیم.

پناهگاه جنوبی

صبح فردای آن روز یعنی یکشنبه مورخ 30/05/90 ساعت 7:15 به سمت گوسفندسرا حرکت کردیم و حدود ساعت 10:00 به گوسفندسرا رسیدیم. پس از آماده شدن به منظور حرکت به سمت اصفهان حدود ساعت 11:15 با دو دستگاه مینی بوسی که تیم جنوبی را به منطقه آورده بود راهی اصفهان شدیم و خوشبختانه بدون هیچ حادثه ای ساعت 23:30 به اصفهان رسیدیم.


فایل PDF این گزارش، حاوی جدول زمانبندی و اطلاعات تکمیلی را از اینجا دریافت نمائید.